کارزار نظامی جاری ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران بهتدریج از اهداف صرفاً نظامی فراتر رفته و زیرساختهای غیرنظامیای را که زندگی روزمره مردم در سراسر کشور به آن وابسته است، نیز تخریب کرده است. با تشدید درگیریها، گزارشها نشان میدهد که تأسیسات انرژی، شبکههای ذخیره و توزیع سوخت، زیرساختهای برق، مناطق مسکونی، بیمارستانها، ساختمانهای عمومی و همچنین برخی از مهمترین آثار تاریخی و فرهنگی ایران آسیب دیده یا نابود شدهاند. این تحولات نگرانیهای جدی درباره حفاظت از غیرنظامیان و حفظ میراث فرهنگی در زمان درگیریهای مسلحانه ایجاد کرده است.
اگرچه مقامهای نظامی ایالات متحده و اسرائیل اعلام کردهاند که عملیات آنها متوجه تواناییهای نظامی و زیرساختهای راهبردی است، اما پیامدهای این حملات بسیار فراتر از میدان نبرد گسترش یافته است. مناطق شهری و سامانههای غیرنظامی بهطور گسترده تحت تأثیر قرار گرفته و جمعیتهای بزرگی را در معرض خطر فوری قرار داده است، در حالی که خدمات حیاتی همچون حملونقل، خدمات درمانی، تأمین برق و توزیع سوخت نیز با اختلال جدی مواجه شدهاند. قوانین بینالمللی درگیریهای مسلحانه بر لزوم تمایز میان اهداف نظامی و اهداف غیرنظامی و رعایت اصل تناسب در استفاده از زور تأکید دارند. هنگامی که حملات زیرساختهایی را هدف قرار میدهد که میلیونها غیرنظامی به آن وابستهاند، پیامدهای انسانی آن بسیار عمیق خواهد بود.
یکی از مهمترین تحولات، هدف قرار گرفتن زیرساختهای سوخت و انرژی ایران بوده است که پیامدهای فوری بر زندگی غیرنظامیان داشته و در عین حال خطرات جدی برای سلامت میلیونها ایرانی ایجاد کرده است. گزارشها حاکی است که انبارهای سوخت و تأسیسات ذخیرهسازی در تهران و شهر فردیس در نزدیکی کرج هدف حملات هوایی قرار گرفتهاند. این حملات موجب آتشسوزیهای گسترده، انتشار دودهای سمی و تلفات در میان کارکنان و رانندگان تانکرهای سوخت شده است. مقامهای ایرانی اعلام کردهاند که چند نفر کشته و بیش از بیست نفر دیگر زخمی شدهاند.
دود سیاه و غلیظ سمی در بخشهای وسیعی از پایتخت منتشر شد و نگرانیهای جدی درباره آلودگی شدید هوا و خطرات زیستمحیطی ایجاد کرد. ساکنان گزارش دادهاند که آسمان در برخی مناطق تهران در اثر دود سنگین تیره شده است. همچنین گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد در بخشهایی از شهر نوعی “باران اسیدی سیاهرنگ” باریده است؛ پدیدهای که ناشی از تجمع آلایندههای سرطانزا در هوا و بازگشت آنها به زمین به شکل بارش بوده است. بسیاری از شهروندان از سردردهای شدید و مشکلات تنفسی جدی خبر دادهاند، در حالی که ماسکهای مناسب برای فیلتر کردن این آلودگیها در شهر جنگزده بهسختی یافت میشود.
تدروس آدهانوم گبریسوس، مدیرکل سازمان جهانی بهداشت نیز درباره پیامدهای حمله به تأسیسات نفتی هشدار داد و اعلام کرد:
«آسیب به تأسیسات نفتی در ایران میتواند باعث آلودگی غذا، آب و هوا شود؛ خطراتی که پیامدهای شدید بهداشتی بهویژه برای کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماریهای زمینهای خواهد داشت. گزارشهایی نیز از بارش باران آغشته به نفت در برخی مناطق کشور منتشر شده است.»
او خواستار کاهش تنش و اقدام فوری برای جلوگیری از آسیب بیشتر به غیرنظامیان، از جمله محافظت از زیرساختهای پزشکی شد.
اختلال در زیرساختهای سوخت همچنین پیامدهای فوری اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرده است. مقامها سهمیه توزیع سوخت را کاهش داده و برای مدیریت کمبودها اقداماتی اضطراری مانند رایگان کردن خدمات مترو را برای کاهش فشار بر شبکه حملونقل شهری اجرا کردهاند. اگرچه مقامهای رسمی اعلام کردهاند که ذخایر سوخت کشور همچنان کافی است، اما این حملات نشان میدهد که هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی چگونه میتواند به سرعت به مشکلات گسترده در حملونقل، خدمات عمومی و فعالیتهای اقتصادی روزمره منجر شود.
گزارشهای اخیر همچنین نشان میدهد که شبکه برق ممکن است در موج جدید حملات آسیب دیده باشد. ویدئوهایی که در شبکههای اجتماعی از شب ۱۸ اسفند تا بامداد ۱۹ اسفند از آسمان کرج منتشر شد، درخشش آبی شدیدی در آسمان را نشان میدهد؛ پدیدهای که معمولاً با آسیب دیدن پستهای برق یا تأسیسات انتقال انرژی مرتبط است. برخی کاربران نیز از قطعی موقت برق در محلههای اطراف خبر دادهاند. در همان زمان، حملات سنگینی در شهرهای مختلف از جمله تهران، اصفهان، اراک و بوشهر گزارش شد. هرچند هنوز تأیید رسمی درباره آسیب به تأسیسات برق منتشر نشده است، اما این گزارشها نشاندهنده آسیبپذیری شبکههای انرژی در برابر بمبارانهای گسترده است. آسیب به زیرساختهای برق میتواند پیامدهای انسانی گستردهای ایجاد کند و بر بیمارستانها، شبکههای آبرسانی، حملونقل، ارتباطات و خدمات عمومی حیاتی تأثیر بگذارد.
در کنار تأسیسات انرژی، تعدادی از ساختمانهای غیرنظامی و مراکز خدمات عمومی نیز در جریان بمبارانها آسیب دیدهاند. ساختمانهای مسکونی، دفاتر شهرداری، مجموعههای ورزشی و مراکز تجاری در چندین شهر تخریب شدهاند. ویدئوهای تأییدشده نشان میدهد که کافهها، بازارها و مغازههایی در مناطق مرکزی تهران در اثر انفجارهای نزدیک آسیب دیدهاند. ساکنان برخی مناطق پایتخت از خیابانهای خالی، تعطیلی کسبوکارها و بوی ماندگار دود و سوخت سوخته سخن گفتهاند؛ وضعیتی که فشار روانی و اقتصادی جنگ بر شهروندان عادی را نشان میدهد.
برخی مراکز آموزشی و درمانی نیز گزارش شده که در جریان بمباران آسیب جدی دیدهاند، هرچند ارزیابی دقیق میزان خسارت به دلیل قطع گسترده اینترنت و محدودیتهای ارتباطی بسیار دشوار است. قطع تقریباً کامل اینترنت توانایی خبرنگاران، پژوهشگران و سازمانهای بشردوستانه را برای مستندسازی رویدادها در زمان واقعی بهشدت محدود کرده است.
فراتر از پیامدهای انسانی فوری، جنگ همچنین میراث تاریخی و فرهنگی ایران را نیز تحت تأثیر قرار داده است؛ آثاری که بخشی از میراث مشترک بشریت محسوب میشوند. در تهران، کاخ گلستان که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده و یکی از مهمترین مجموعههای تاریخی ایران است، بر اثر موج انفجارهای نزدیک آسیب دیده است. مقامهای ایرانی گزارش دادهاند که پنجرههای تزئینی، عناصر چوبی معماری و بخشهایی از آیینهکاریهای ظریف داخل مجموعه آسیب دیدهاند.
کاخ گلستان یکی از مهمترین آثار تاریخی ایران است که ریشههایی در دوره صفوی دارد و در دوره قاجار گسترش یافته است. این مجموعه نماد قرنها تحول معماری و تبادل فرهنگی در ایران است و ثبت آن در فهرست یونسکو نشاندهنده اهمیت جهانی آن است.
در شهر تاریخی اصفهان نیز گزارشهایی از آسیب به آثار تاریخی منتشر شده است. انفجارهای نزدیک ساختمانهای دولتی در محدوده دولتخانه صفوی موجب آسیب به کاخ چهلستون، کاخ عالیقاپو و چندین بنای تاریخی دیگر شده است. همچنین بخشهایی از مسجد عباسی در نزدیکی میدان نقش جهان بر اثر انفجارها دچار ریزش کاشیکاری شده است. این مجموعهها بخشی از مهمترین مجموعههای شهری تاریخی خاورمیانه هستند که شکوه هنری و معماری دوره صفوی (۱۵۰۱ تا ۱۷۳۶) را نمایندگی میکنند.
در خرمآباد نیز یک حمله موشکی ساختمان اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان را که در نزدیکی قلعه تاریخی فلکالافلاک قرار دارد، تخریب کرده است. هرچند خود قلعه از آسیب فاجعهبار در امان مانده، اما ساختمانهای موزهای اطراف و سازههای تاریخی نزدیک آن آسیب دیده و چند تن از کارکنان نیز زخمی شدهاند.
حقوق بینالملل بشردوستانه بهطور صریح حفاظت از اموال فرهنگی در زمان درگیریهای مسلحانه را تضمین میکند؛ از جمله در چارچوب کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمه مسلحانه. بناهای فرهنگی که با نمادهایی مانند نشان سپر آبی (Blue Shield) مشخص شدهاند باید از حمله مصون بمانند، زیرا بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی بشریت هستند.
پیامدهای انسانی جنگ فراتر از تخریب فیزیکی است. گزارشها نشان میدهد که دهها هزار نفر از ساکنان تهران از آغاز بمبارانها به مناطق شمالی کشور پناه بردهاند. این جابهجایی گسترده نشاندهنده ترس از حملات بیشتر و نگرانی درباره ایمنی زیرساختهای حیاتی در مناطق هدف قرار گرفته است.
ساکنان از شبهایی مملو از انفجارهای پیدرپی، صدای هواپیماها و موجهای انفجاری سخن گفتهاند که بسیاری را از خواب محروم کرده است. برخی شاهدان فضای برخی مناطق پایتخت را «شهر ارواح» توصیف کردهاند. فشار روانی ناشی از بمبارانهای طولانیمدت بهویژه برای کودکان، سالمندان و بیماران بسیار سنگین بوده است.
از منظر حقوق بشر، الگوی حملاتی که زیرساختهای انرژی، شبکههای برق، تأسیسات غیرنظامی و میراث فرهنگی را هدف قرار دادهاند، نگرانیهای جدی ایجاد میکند. در چهار روز نخست جنگ، بیش از ۱۰۰۰ غیرنظامی ایرانی کشته یا زخمی شدهاند، از جمله حملهای به مدرسه دخترانهای در میناب که بیش از ۱۶۵ دانشآموز و کارکنان مدرسه را به کام مرگ کشاند. با ادامه جنگ، تعیین دقیق آمار قربانیان بسیار دشوار شده است.
قوانین بینالمللی بشردوستانه طرفهای درگیر را ملزم میکند که میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند و حملات را بهگونهای انجام دهند که کمترین آسیب ممکن به غیرنظامیان وارد شود.
در این چارچوب، شورای ملی ایرانیان آمریکا (NIAC) حملات ایالات متحده و اسرائیل را که منجر به آسیب به زیرساختهای غیرنظامی، تأسیسات انرژی حیاتی، سیستمهای برق، بیمارستانها و میراث فرهنگی ایران شده است بهشدت محکوم میکند. چنین اقداماتی با اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه در تضاد است و میلیونها غیرنظامی را در معرض خطر قرار میدهد. در عین حال، این شورا حملات تلافیجویانه ایران که بر جمعیتهای غیرنظامی در منطقه خاورمیانه تأثیرات مرگبار داشته است نیز محکوم میکند.
NIAC خواستار کاهش فوری تنشها، پایان جنگ، حفاظت از جان غیرنظامیان و زیرساختهای حیاتی، انجام تحقیقات مستقل درباره حملات به اماکن محافظتشده و تلاشهای فوری دیپلماتیک برای برقراری آتشبس است.
با ادامه جنگ، تخریب زیرساختها و میراث فرهنگی ایران نشان میدهد که درگیریهای مدرن چگونه میتوانند بنیانهای زندگی غیرنظامی را تضعیف کنند. از بین رفتن سامانههای انرژی و برق، اختلال در خدمات عمومی، آوارگی جمعیتها و آسیب به آثار تاریخی همگی نشان میدهد که پیامدهای این جنگ بسیار فراتر از محاسبات نظامی است. هرچه این روند طولانیتر شود، احتمال آن بیشتر است که این جنگ زخمهای عمیق انسانی، اقتصادی و فرهنگی بر جای بگذارد که حتی سالها پس از پایان درگیری نیز باقی خواهد ماند.